ترجمه "helen" به فارسی
شفا دادن, بهبود دادن, درمان کردن بهترین ترجمه های "helen" به فارسی هستند.
helen
verb
دستور زبان
gezond worden [..]
-
شفا دادن
verbDeze moeder heeft meer kans om haar kinderen te laten helen dan welk vredesverdrag ook.
آن مادر شانس بیشتری برای شفا دادن بچه هایش دارد، تا هر نوع موافقت صلحی.
-
بهبود دادن
verb -
درمان کردن
verbVreemd genoeg heelden deze openbaringen mijn gebrek aan zelfvertrouwen niet, dat gevoel van anders-zijn.
عجیب اینکه، این افشاگری اعتماد به نفس پائین مرا ازنظر احساس غيرخودي بودن درمان نکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " helen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "helen" با ترجمه به فارسی
-
هلن کلر
-
بسیار · تمام · پاشنه
-
هلن کلارک
-
خیلی متشکرم · خیلی ممنون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن