ترجمه "heel" به فارسی
بسیار, تمام, پاشنه بهترین ترجمه های "heel" به فارسی هستند.
heel
adjective
verb
adverb
دستور زبان
niet stuk [..]
-
بسیار
adverbHet is heel makkelijk om lid te worden van deze bibliotheek.
عضو شدن در این کتابخانه بسیار آسان است.
-
تمام
adjectiveTom, die de hele dag gewerkt had, wilde gaan rusten.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
پاشنه
nounIk laat geen hele taakgroep iets anders doen voor één schoen.
من حواس يه نيروي عملياتي رو پرت نميکنم به خاطر گم شدن يه کفش پاشنه بلند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Heel
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Heel" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "heel" با ترجمه به فارسی
-
هلن کلر
-
بهبود دادن · درمان کردن · شفا دادن
-
هلن کلارک
-
خیلی متشکرم · خیلی ممنون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن