ترجمه "instituut" به فارسی
انستیتو, مؤسسه, نهاد بهترین ترجمه های "instituut" به فارسی هستند.
instituut
noun
neuter
دستور زبان
Een organisatie opgericht om een zaak te promoten.
-
انستیتو
noun neuterIk werk met mijn staf aan het Henri Poincaré-instituut
و من با کارمندانم در انستیتو پوانکاره کار میکنم.
-
مؤسسه
nounWeet je wat ik op dat instituut deed?
و مي دوني وقتي توي اون مؤسسه بودم چيکار مي کردم ؟
-
نهاد
nounZe bedreigen onze waarden en ondermijnen onze instituten.
مواد داره ارزش های ما رو تهدید و نهاد های ما رو له می کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instituut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instituut" با ترجمه به فارسی
-
انستیتو گوته
-
کنفرانس سلوی
-
موسسه عالی علوم وایزمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن