ترجمه "invoer" به فارسی
درآمدن, واردات, ثبت بهترین ترجمه های "invoer" به فارسی هستند.
invoer
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
درآمدن
noun -
واردات
inkopen van goederen uit het buitenland
-
ثبت
noun masculineSir, Cleric Partridge heeft al weken niets ingevoerd.
قربان ، راهب " پارتريج " هفته هاست.که چيزي رو ثبت نکرده
-
ترجمه های کمتر
- ورود
- ورودی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " invoer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Invoer
Invoer (handel)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Invoer" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Invoer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "invoer" با ترجمه به فارسی
-
درونداد · دروندادن · وارد كردن · وارد کردن · ورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن