ترجمه "iridium" به فارسی

ایریدیم, ایریدیوم بهترین ترجمه های "iridium" به فارسی هستند.

iridium noun neuter دستور زبان

een scheikundig element met symbool Ir [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایریدیم

    element

    In Engeland bijvoorbeeld is de standaard voor het meten van massa een cilinder van platina en iridium die één kilogram weegt.

    برای مثال در بریتانیا معیار اندازهگیری وزن قطعهٔ آلیاژی است از طلای سفید و ایریدیم به وزن یک کیلوگرم.

  • ایریدیوم

    noun neuter

    Scheikundig element met symbool Ir en atoomnummer 77. Het is een zilvergrijs overgangsmetaal.

    Dit was mijn draadloze iridium satelliettelefoon.

    این تلفن جیبی بی سیم منه , تلفن ماهواره ای ایریدیوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iridium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "iridium"

عباراتی شبیه به "iridium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "iridium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه