ترجمه "kennen" به فارسی
دانستن, اطلاع, شناختن بهترین ترجمه های "kennen" به فارسی هستند.
kennen
verb
دستور زبان
bekend, vertrouwd zijn met [..]
-
دانستن
verbHet idee dat vreemden voor je zullen zorgen, is een voorrecht dat mijn kinderen niet kennen.
دانستن این که غریبهها مراقب شما خواهند بود یک امتیاز است که به بچههای من داده نشده است.
-
اطلاع
Een paar dagen geleden kende ik soldaat Zoller en z'n werk niet.
تا چند روز پيش ، هيچ اطلاعي از سرباز زولِر يا موفقيت هاش نداشتم.
-
شناختن
verbOp dezelfde manier dat we hopen dat mensen óns willen leren kennen.
عین همان روش برای هنگامی که امیدواریم که افراد علاقمند به شناختن ما باشند.
-
ترجمه های کمتر
- دانش
- شِناختَن
- علم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kennen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kennen" با ترجمه به فارسی
-
کنت تامسون
-
کنت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن