ترجمه "kennis" به فارسی
دانش, علم, آشنا بهترین ترجمه های "kennis" به فارسی هستند.
kennis
noun
feminine
دستور زبان
wat je weet of hebt geleerd [..]
-
دانش
nounIets waar iemand weet van heeft
Zijn kennis van aardrijkskunde is niet voldoende.
دانش جغرافیای او کافی نیست.
-
علم
nounPraktische wijsheid is iets anders dan kennis en begrip.
خردمندی، با کسب علم و آگاهی و برخورداری از درک و فهم متفاوت است.
-
آشنا
nounDeze voormalige vakbondsleider heeft kennis verkregen over Gods koninkrijk.
این رهبر سابق کارگران حال با ملکوت خدا آشنا شده است.
-
ترجمه های کمتر
- اطلاع
- معرفت
- رابطه
- شناخت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kennis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kennis" با ترجمه به فارسی
-
دانش ضمنی
-
از ملاقات شما خوشبختم · خوشبخت
-
محتوای باز
-
جامعهشناسی علم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن