ترجمه "kijker" به فارسی

چشم, اختربین, تلسکوپ بهترین ترجمه های "kijker" به فارسی هستند.

kijker noun masculine دستور زبان

Een instrument om objecten op afstand dichterbij te laten zien, met afzonderlijke oogstukken voor ieder oog.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    om aan de kijkers thuis een subjectief beeld te bieden.

    برای نشان دادن یک چشم انداز عینی به مردمی که در خانه هستند.

  • اختربین

    noun
  • تلسکوپ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دوربین
    • چِشم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kijker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kijker"

اضافه کردن

ترجمه های "kijker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه