ترجمه "kikker" به فارسی

قورباغه, غوک بهترین ترجمه های "kikker" به فارسی هستند.

kikker noun masculine دستور زبان

vierpotig gewerveld dier

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قورباغه

    noun

    Ik heb een kikker in mijn keel.

    یک قورباغه تو گلوم هست (گلویم گرفته است)!

  • غوک

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kikker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "kikker"

عباراتی شبیه به "kikker" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kikker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه