ترجمه "knekel" به فارسی
استخوان ترجمه "knekel" به فارسی است.
knekel
-
استخوان
nounHet nutsbedrijf heeft knekels opgegraven langs de 44.
آب و برق یه سری استخوان رو تو خیابون 44 از زیر زمین در آورده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knekel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن