ترجمه "kolonel" به فارسی
سرهنگ, کلنل بهترین ترجمه های "kolonel" به فارسی هستند.
kolonel
noun
masculine
دستور زبان
een hoge militaire rang [..]
-
سرهنگ
nounافسر ارشد نظامی
Ik ga iets drinken met mijn vriend de kolonel.
من دارم با دوستم سرهنگ مشروب مي خورم.
-
کلنل
noun masculineAaron Raymond is niet zomaar een kolonel bij de mariniers.
آرون رايموند ، فقط يه کلنل توي نيروي دريايي نيست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kolonel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kolonel" با ترجمه به فارسی
-
سرهنگ دوم
-
سپهبد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن