ترجمه "kom" به فارسی
کاسه, اسکره, بجنب بهترین ترجمه های "kom" به فارسی هستند.
kom
noun
verb
feminine
دستور زبان
eetgerei zoals een bord, maar dan dieper [..]
-
کاسه
noun pDie bevat allerlei gewone objecten zoals lepels, vorken en kommen.
انواع اشیاء مثل قاشق، چنگال، کاسه را دارد اشیا معمولی مانند این.
-
اسکره
noun p -
بجنب
Kom, we moeten hier weg, voordat de politie komt.
. بجنب تا قبل از اينکه پليس ها بياين بايد بريم
-
پیاله
noun pGa naar mijn kamer en pak een kom gekookte rijst.
برو تو اتاق من و یه پیاله برنج پخته شده برام بیار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kom"
عباراتی شبیه به "kom" با ترجمه به فارسی
-
آمدن · رسیدن
-
بجنب
-
از هر دست بدی از همون دست میگیری
-
بجنب
-
کوم حماده
-
پديدار شدن
-
به مبارزه طلبيدن
-
موافقت كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن