ترجمه "komen" به فارسی
آمدن, رسیدن بهترین ترجمه های "komen" به فارسی هستند.
komen
verb
دستور زبان
bewegen van verder weg naar dichterbij [..]
-
آمدن
verbVan verderweg naar dichterbij gaan.
De evangelieschrijvers wisten dat Jezus in de hemel had geleefd voordat hij naar de aarde kwam.
نویسندگان انجیل بر این حقیقت که عیسی پیش از آمدن به زمین در آسمان میزیست واقف بودند.
-
رسیدن
verbDe snelste manier om op de plaats van een noodgeval te komen.
که سریعترین روش برای رسیدن به هر فوریت پزشکی.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " komen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Komen
proper
neuter
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Komen" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Komen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "komen" با ترجمه به فارسی
-
بجنب
-
اسکره · بجنب · پیاله · کاسه
-
از هر دست بدی از همون دست میگیری
-
بجنب
-
کوم حماده
-
پديدار شدن
-
به مبارزه طلبيدن
-
موافقت كردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن