ترجمه "krabben" به فارسی

خراشیدن, خرچنگ بهترین ترجمه های "krabben" به فارسی هستند.

krabben verb دستور زبان

met de nagels bewerken [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • خراشیدن

    verb
  • خرچنگ

    noun

    Ik ben opgegroeid in Baltimore, en ik kan zeer, zeer goed op krabben kauwen.

    من در بالتیمور بزرگ شدم و خیلی خوب خرچنگ می جوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krabben " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "krabben" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krabben" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه