ترجمه "kracht" به فارسی
نیرو, انرژی, برق بهترین ترجمه های "kracht" به فارسی هستند.
kracht
noun
feminine
دستور زبان
In de fysica, een vectorhoeveelheid die een lichaam met massa ertoe beweegt om zijn snelheid te veranderen. [..]
-
نیرو
nounدرسی
Jehovah God gebruikt zijn kracht om degenen te steunen die zijn wil doen.
یَهُوَه خدا از قدرتش در جهت نیرو بخشیدن به آنانی که خواهان انجام خواست او هستند استفاده میکند.
-
انرژی
nounWat ze hebben bereikt, staat niet in verhouding tot de grote krachten die ze op gang brachten.
دستاوردی که به دست میارن و نتیجه ای که حاصل میشه اصلا همتراز با انرژی که میذارن نیست.
-
برق
noun feminineIn het water geëlektrocuteerd worden, zo verliest een tovenaars zijn kracht.
افتادن توي آب و برق گرفتگي باعث ميشه كه جادوگر قدرتش رو از دست بده
-
ترجمه های کمتر
- زور
- قدرت
- نيرومند کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kracht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kracht"
عباراتی شبیه به "kracht" با ترجمه به فارسی
-
تقویت کردن
-
نیروی مرکزگرا
-
نیروی درونمولکولی
-
انگيختار · برانگیزنده
-
نیروی درونمولکولی
-
نیروی گریز از مرکز
-
نیروی مرکزگرا
-
نیروی محرک الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن