ترجمه "kritiek" به فارسی
نقدگرایی, بحرانی, حیاتی بهترین ترجمه های "kritiek" به فارسی هستند.
kritiek
adjective
noun
feminine
دستور زبان
op het scherp van de snede, met onzekere uitkomst, zeer ernstig [..]
-
نقدگرایی
-
بحرانی
adjectiveZe zijn niet alleen mogelijk, ze zijn kritiek.
آنها نه تنها میسر هستند بلکه بحرانی هستند.
-
حیاتی
adjective'Nog Niet' gaf me ook inzicht in een kritiek voorval vroeg in mijn carrière, een echt keerpunt.
کلمه "هنوز نه" به من بینشی در مورد واقعه ایی بسیار حیاتی در کارم داد.
-
ترجمه های کمتر
- نقد
- گونه در معرض انقراض
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kritiek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "kritiek" با ترجمه به فارسی
-
روش مسیر بحرانی
-
نقد دین
-
نقد ادبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن