ترجمه "kuil" به فارسی

چاله, گرسنگی, گود بهترین ترجمه های "kuil" به فارسی هستند.

kuil noun masculine دستور زبان

uitholling, gegraven gat

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاله

    noun masculine

    We kregen wat modder op onze kleren bij het graven, maar de kuil werd wel dieper.

    همانطور که می کندیم مقداری گِلی شدیم، امّا چاله عمیق تر شد.

  • گرسنگی

    noun masculine
  • گود

    noun masculine

    Mooie witte tanden, blauwe ogen, met zo'n kuiltje in z'n kin waar meisjes dol op zijn.

    ، چشماي آبي از اون چونه هاي گود افتاده اي که تمام دخترا دوست داشتن

  • گودال

    noun masculine

    Vóór ons lagen twee eieren in een kuiltje in de grond.

    جلوی ما، در گودال کوچکی در زمین، دو تخم پرنده قرار داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kuil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kuil proper دستور زبان
+ اضافه کردن

"Kuil" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kuil در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "kuil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه