ترجمه "kwijl" به فارسی

آب از دهان بيرون ريختن, بزاق, گلیز بهترین ترجمه های "kwijl" به فارسی هستند.

kwijl verb
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب از دهان بيرون ريختن

    noun neuter
  • بزاق

    noun neuter

    Je traint een hond om te gaan kwijlen alleen met de bel, alleen met het symbool.

    شما میتوانید به یک سگ آموزش دهید که بزاق دهانش ترشح شود، فقط با یک زنگ، یک نماد.

  • گلیز

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kwijl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kwijl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه