ترجمه "kwik" به فارسی

جیوه, سيماب, ژیوه بهترین ترجمه های "kwik" به فارسی هستند.

kwik noun neuter دستور زبان

een scheikundig element en zilverwit overgangsmetaal met symbool Hg en atoomnummer 80 [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیوه

    noun

    جیوه کار برد وقیمت

    De aarde heeft nog steeds reserves aan goud, kwik, zink en aardolie.

    زمین هنوز دارای منابع طلا، جیوه، روی، و نفت است.

  • سيماب

    noun neuter

    Een zware zilverwitte giftige vloeibaar metallisch element, dat voornamelijk voorkomt in cinnaber: gebruikt in thermometers, barometers, kwiklampen en tandheelkundig amalgaam.

  • ژیوه

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kwik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kwik

Kwik, Kwek en Kwak

+ اضافه کردن

"Kwik" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kwik در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kwik"

عباراتی شبیه به "kwik" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kwik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه