ترجمه "lab" به فارسی
آزمایشگاه, لابراتوار بهترین ترجمه های "lab" به فارسی هستند.
lab
noun
neuter
دستور زبان
-
آزمایشگاه
adjective neuterHonderden labs hebben ons geschreven over ontdekkingen die ze deden met behulp van deze aanpak.
و صدها آزمایشگاه به ما درباره یافتههای خود نوشتهاند از بکارگیری این رویکرد.
-
لابراتوار
adjective neuterHeeft Skye net dat schilderij uit ons lab gestolen?
اسکاي " همين الان اون نقاشي رو از تو لابراتوار ما ندزديد ؟ "
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lab" با ترجمه به فارسی
-
کاسپرسکی
-
فب لب
-
آزمایشگاه روی تراشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن