ترجمه "land-" به فارسی
حاشیه نشین, روستایی بهترین ترجمه های "land-" به فارسی هستند.
land-
-
حاشیه نشین
adjective -
روستایی
adjectiveIn veel landen leven mensen nog steeds in landelijke rust of in knusse dorpjes.
در بسیاری از سرزمینها، مردم هنوز در دهکدههای آرام یا در آسودگی روستایی زندگی میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " land- " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "land-" با ترجمه به فارسی
-
کشور سابق
-
هنر زمینی
-
کشورهای دارای تنوع زیستی فراوان
-
آیین بودای پاک بوم
-
-stān
-
سرزمین اسرائیل
-
بیطرفی
-
کشورهای توسعهیافته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن