ترجمه "landkaart" به فارسی

نقشه, صفحه بهترین ترجمه های "landkaart" به فارسی هستند.

landkaart noun masculine feminine دستور زبان

een abstracte weergave van (een stuk van) de aarde

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقشه

    noun

    Godfather heeft landkaarten uitgeleverd, het hele gebeuren tot aan de Eufraat.

    پدر خوانده براي سردسته هاي تيمت نقشه صادر کرده ، تا فرات A-O تمام.

  • صفحه

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " landkaart " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "landkaart" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "landkaart" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه