ترجمه "landmacht" به فارسی
ارتش, لشکر, نیروی زمینی بهترین ترجمه های "landmacht" به فارسی هستند.
landmacht
-
ارتش
nounNee, ik was bij de landmacht en ik haat honden.
نه ، من جزء ارتش بودم و مثل خر از سگها بدم مياد
-
لشکر
noun -
نیروی زمینی
algemeen
-
ترجمه های کمتر
- سپاه
- لشگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " landmacht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Landmacht
Landmacht (algemeen)
-
ارتش
nounLandmacht (algemeen) [..]
Je ziet dat ik niet meer in de Landmacht zit.
حواست هست كه من ديگه تو ارتش نيستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن