ترجمه "legen" به فارسی
خالی کردن, خالی بهترین ترجمه های "legen" به فارسی هستند.
legen
verb
دستور زبان
Ledig maken.
-
خالی کردن
verbLedig maken.
Ik ging daar gewoon staan en maakte mijn hoofd leeg.
فقط رفتم اون بالا و ذهنم رو خالی کردم
-
خالی
adjective nounDeze doos is leeg. Er zit niets in.
این جعبه خالی است. هیچ چیز درون آن نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "legen" با ترجمه به فارسی
-
افسانه زلدا
-
تهی · خالی · پوچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن