ترجمه "leger" به فارسی
ارتش, لشکر, سپاه بهترین ترجمه های "leger" به فارسی هستند.
leger
noun
adjective
verb
neuter
دستور زبان
De vaste ligplaats van in het wild levende viervoetige dieren, met name hazen en herten. [..]
-
ارتش
nounZe is eervol ontslagen uit het leger tijdens Irak.
ظاهراً رين زمان جنگ عراق بصورت بي شرمانه اي از ارتش اخراج شده.
-
لشکر
noun neuterMichaël is dus de Aanvoerder van een leger getrouwe engelen.
در کتاب مکاشفه عیسی نیز فرماندهٔ لشکر فرشتگان وفادار توصیف شده است.
-
سپاه
noun neuterWeldra bedreigt een groot Assyrisch leger de stad.
چیزی نمیگذرد که سپاه عظیمی از آشوریان اورشلیم را مورد تهدید قرار میدهند.
-
لشگر
noun neuterIn het land Helam was het volk van Alma zeer bang voor een oprukkend Lamanitisch leger.
در سر زمین حیلمان، مردم آلما از پیشروی لشگر لامانیان در وحشت بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leger" با ترجمه به فارسی
-
مجموعه تهی
-
ارتش سرخ
-
ارتش سرخ
-
تهی · خالی · پوچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن