ترجمه "liniaal" به فارسی
خطکش, خط کش بهترین ترجمه های "liniaal" به فارسی هستند.
liniaal
noun
masculine
دستور زبان
een meetinstrument waarmee lengtes kunnen worden opgemeten [..]
-
خطکش
nounJe maakte een bijl van een liniaal en een plastic bord.
با يه خطکش و يه بشقاب کاغذي يه تبر درست کردي.
-
خط کش
En als je zeer, zeer nauwkeurig meet, met een stijve arm en een liniaal, zul je zien dat deze twee vormen precies dezelfde grootte hebben.
و اگر شما خیلی خیلی دقیق با خط کش اندازه گیری کنید، خواهید دید که آن دو شکل دقیقا همان انداره هستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liniaal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liniaal" با ترجمه به فارسی
-
تثلیث زاویه
-
خط کش عمودی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن