ترجمه "link" به فارسی

پیوند, اتصال, لینک بهترین ترجمه های "link" به فارسی هستند.

link adjective noun masculine دستور زبان

een betrekking of relatie [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیوند

    noun

    Dat doen ze eerder als onze levens nog gelinkt zijn aan die van hen.

    احتمال این کار بیشتره اگه زندگیمون بهم پیوند خورده بمونه

  • اتصال

    noun

    Het gebruikt deze afdruk om een link te maken.

    از اون نقشه براي ايجاد يه اتصال عصبي استفاده ميشه

  • لینک

    Wanneer je je honger daarnaar hebt gestild, kun je nog een link aanklikken.

    و وقتی از اون سیر شدید، می تونید روی یک لینک دیگه کلیک کنید.

  • حلقه

    noun masculine

    Blijkt gelinkt te zijn aan een binnenlandse terroristengroep.

    آخرش معلوم شد که اونا يه حلقه از تروريست هاي داخلي بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " link " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "link"

عباراتی شبیه به "link" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "link" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه