ترجمه "methadon" به فارسی
متادون, متادون بهترین ترجمه های "methadon" به فارسی هستند.
methadon
-
متادون
Hij nam methadon om te kalmeren, belde z'n vader vertrok en dumpte het pistool.
اون براي ارام کردن خودش متادون ميخوره بعد به باباش رنگ ميزنه و ناپديد ميشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " methadon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Methadon
-
متادون
chemische verbinding
Methadon klinkt goed als ik af wilde kicken, wat ik al gedaan heb.
خب متادون رو اگه داشتم ترک میکردم ، خیلی لازمم میشد. ولی قبلا ترک کردم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن