ترجمه "nest" به فارسی
لانه, آشيانه, آشیانه بهترین ترجمه های "nest" به فارسی هستند.
nest
noun
neuter
دستور زبان
de verblijfplaats van een dier
-
لانه
nounعلف لیمو
In de lente bouwen de vogels hun nest.
پرنده ها در بهار لانه خودشان رو می سازند.
-
آشيانه
noun neuterAlleen een oud klavecimbel en een nest hyena's.
هيچي به جز يه پيانوي قديمي قراضه و يه آشيانه کفتار.
-
آشیانه
noun neuterom termieten uit hun ondergrondse nest te vissen.
و از اونها برای گرفتن موریانهها که در آشیانه زیرین قرار داشتند استفاده میکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nest" با ترجمه به فارسی
-
پرواز بر فراز آشیانه فاخته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن