ترجمه "net" به فارسی
تمیز, تور, تور (پارچه) بهترین ترجمه های "net" به فارسی هستند.
net
adjective
noun
adverb
neuter
دستور زبان
een geheel van fijne draden [..]
-
تمیز
adjectiveNiet vuil.
Het schema zal gemakkelijker te gebruiken zijn als het netjes is.
اگر برگهٔ رئوس مطالب شما تمیز و مرتب باشد، بهتر میتوانید از آن استفاده کنید.
-
تور
noun neuterFantastische dieren en je kan ze niet vangen met een net.
حیوانات شگفتانگیزی که نمیتونید آنها را با تور بگیرید.
-
تور (پارچه)
-
ترجمه های کمتر
- توری
- جخت
- شبکه
- پاک
- پاکیزه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " net " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Net
proper
neuter
دستور زبان
Net (sterrenbeeld)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Net" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Net در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "net"
عباراتی شبیه به "net" با ترجمه به فارسی
-
نیوجرزی نتز
-
جخت
-
ژان ژنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن