ترجمه "oefenen" به فارسی
ورزش, اگزرسیز, تمرین بهترین ترجمه های "oefenen" به فارسی هستند.
oefenen
verb
دستور زبان
Het herhalen van een activiteit als een wijze ter verbetering van de resultaten.
-
ورزش
nounBelangrijk is dat dit alleen gebeurde bij mensen die niet gemotiveerd waren om te oefenen.
مهمتر از همه این اتفاق تنها برای کسانی بود که انگیزه نداشتند ورزش کنند.
-
اگزرسیز
-
تمرین
nounHij oefende thuis elke dag.
او هر روز در خانه تمرین میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- تمرین کردن
- مشق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oefenen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن