ترجمه "oefening" به فارسی

ورزش, تمرین, مسئله بهترین ترجمه های "oefening" به فارسی هستند.

oefening noun feminine دستور زبان

test om de kennis te peilen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزش

    noun

    Haar extreme oefeningen onderdrukt haar immuunsysteem, Laat de infectie te smeulen.

    ورزش خيلي زياد ، سيستم ايمني بدن رو از کار انداخته و عفونت کار خودشو کرده

  • تمرین

    noun feminine

    Deze vorm hier kwam gewoon uit een oefening in zuivere wiskunde.

    این شکل در اینجا تنها از یک تمرین در ریاضیات محض بوجود آمد.

  • مسئله

    noun feminine

    11 Voor een geestelijke instelling en geestelijke volwassenheid is oefening nodig.

    ۱۱ واضح است برای این که به سوی بلوغ پیش برویم و مسائل را از دید یَهُوَه بنگریم باید سخت تلاش کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oefening " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oefening" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oefening" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه