ترجمه "opportunist" به فارسی

اپورتونیست, بوقلمون, فرصت طلب بهترین ترجمه های "opportunist" به فارسی هستند.

opportunist
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپورتونیست

    noun masculine
  • بوقلمون

    noun
  • فرصت طلب

    noun masculine

    Dublin is een stad van opportunisten en bedriegers en valse gluiperds.

    دابلين شهر فرصت طلب ها و حقه بازها و مارهاي زهردار هستش.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opportunist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "opportunist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه