ترجمه "oven" به فارسی

اجاق, تنور, فر بهترین ترجمه های "oven" به فارسی هستند.

oven noun masculine دستور زبان

Een structuur of apparaat waarin warmte wordt opgewekt door de verbranding van brandstof, vaak om huizen te verwarmen, metalen te smelten, stoom te produceren en aardewerk te bakken. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اجاق

    noun

    Ik heb bonen en maïsbrood in de oven staan.

    توي اجاق يه کاسه باقالي و نون ذرت برات گذاشتم

  • تنور

    noun

    een besloten ruimte die verhit wordt om er voorwerpen in te smelten, te bakken, enz.

    Jehovah’s dag zal te midden van hen branden als een oven.

    روز یَهُوَه در میان آنها مانند یک تنور، مشتعل خواهد بود.

  • فر

    noun masculine

    Toen op een zondagavond, haalt ze't vlees uit de oven.

    تا اينکه يکشنبه شبي ، گوشت کبابي رو از توي فر درآورد.

  • ترجمه های کمتر

    • فر آشپزی
    • کوره
    • بخاری
    • تون
    • كوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oven proper masculine دستور زبان

Oven (sterrenbeeld)

+ اضافه کردن

"Oven" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Oven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "oven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه