ترجمه "over" به فارسی
درباره, اندر, در بهترین ترجمه های "over" به فارسی هستند.
over
adposition
adverb
دستور زبان
voorbij, gedaan [..]
-
درباره
adpositionAltijd als ik die dichtbundel zie, denk ik aan u en onze woorden over de dichter.
هر وقتی که آن کتاب شعر را می بینم یاد شما و صحبت هایمان درباره آن شاعر می افتم.
-
اندر
verbIk heb't over metaalarbeiders, mensen met gezinnen.
آدمایی که نسل اندر نسل کارگرهای ماهری بودن ، آدمای خانواده دار
-
در
verbDe meeste mensen schrijven over hun dagelijks leven.
بیشتر مردم در مورد زندگی روزمره شان می نویسند.
-
ترجمه های کمتر
- درباب
- دور
- راجع به
- روی
- نزد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " over " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "over" با ترجمه به فارسی
-
روگذر
-
ساعت یک و ربع
-
درباره
-
کراسینگاور
-
موسیقی متقاطع
-
گزارش عدم-تحويل
-
کلا
-
اسکلت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن