ترجمه "pasta" به فارسی

پاستا, خمیر بهترین ترجمه های "pasta" به فارسی هستند.

pasta noun feminine دستور زبان

de benaming voor een aantal Italiaanse deegproducten [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاستا

    noun

    deegwaar

    Tien kleine kommen pasta, elk met een andere spaghettisaus erop.

    ده کاسه کوچک پاستا، با سس های اسپاگتی متفاوت در هر کدام.

  • خمیر

    noun

    Het vereist geen schedelpreparatie, en ook geen geleidende gel of pasta.

    جی " هست. نیازی به آماده سازی ِ سر نداره، ژل یا خمیر رسانا نیاز نیست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pasta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "pasta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه