ترجمه "plaats" به فارسی

میدان, جا, محل بهترین ترجمه های "plaats" به فارسی هستند.

plaats noun verb feminine دستور زبان

een bepaalde ruimte of een bepaald punt in de ruimte [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    Een open gebied in een plaats, soms ook door gebouwen omgeven.

    Soms was er in een arena een altaar geplaatst.

    گاهی اوقات مذبحی را در یک میدان برپا میکردند.

  • جا

    noun

    Binnen is er plaats.

    در داخل جا هست.

  • محل

    noun

    Is tijd belangrijker dan plaats voor u?

    برای شما زمان مهم تر است یا محل؟

  • ترجمه های کمتر

    • جايگاه
    • شهر
    • تابع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plaats " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plaats"

عباراتی شبیه به "plaats" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plaats" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه