ترجمه "plakken" به فارسی
جای گذاری, چسباندن بهترین ترجمه های "plakken" به فارسی هستند.
plakken
verb
noun
دستور زبان
-
جای گذاری
-
چسباندن
verbZo begon ik ze op m'n zeventiende op te plakken.
در سن ١٧ سالگى، به اين شكل شروع به چسباندن اونها كردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plakken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plakken" با ترجمه به فارسی
-
قاچ · لزگه · لشکه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن