ترجمه "plan" به فارسی
برنامه, صفحه, طرح بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.
plan
noun
verb
neuter
دستور زبان
Een grafische voorstelling, in het bijzonder een gedetailleerd plan voor een constructie of een fabrikaat. (Bron: AMHER)
-
برنامه
nounWe plannen een opiniepeiling.
ما در حال برنامه ریزی برای یا نظرسنجی هستیم.
-
صفحه
noun neuterHier is de visie van Copernicus over het plan van het zonnestelsel.
خب، این مدل کوپرنیک از چیزیست که منظومهی شمسی در یک صفحه به نظر میاد.
-
طرح
nounalgemeen
U en ik hebben met dit plan ingestemd.
من و شما این طرح را قبول کردیم.
-
پلان
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی
-
کارخانه شیمیایی
-
گیاهان پایا
-
گیاهان گوشتخوار
-
بوته · سبزی · گياه
-
گیاه چوبی
-
گیاهان دارویی
-
گیاه بینیال
-
گیاه یک ساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن