ترجمه "plant" به فارسی
گياه, بوته, سبزی بهترین ترجمه های "plant" به فارسی هستند.
plant
noun
verb
feminine
دستور زبان
een organisme dat kooldioxide opneemt en zuurstof afgeeft [..]
-
گياه
nounDe wortels van de plant filteren deze grondsstoffen eruit.
بنابراين، ريشههاى گياه اين منابع را استخراج مىكند.
-
بوته
noun masculineIk kon planten, heggen, acaciabomen en smalle paden zien.
من بوته ها و خارپشته ها درختان اقاقيا و راه باريکه هايي رو ديدم.
-
سبزی
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plant" با ترجمه به فارسی
-
کارخانه شیمیایی
-
گیاهان پایا
-
گیاهان گوشتخوار
-
گیاه چوبی
-
گیاهان دارویی
-
گیاه بینیال
-
گیاهان
-
گیاه یک ساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن