ترجمه "planning" به فارسی

برنامهریزی, برنامه ريزي, برنامه زمانی بهترین ترجمه های "planning" به فارسی هستند.

planning
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • برنامهریزی

    Ze leidde de planning van het project.

    او ریاست برنامهریزی آن پروژه را بر عهده داشت.

  • برنامه ريزي

    Ik heb de planning voor de pers waar u naar gevraagd heeft.

    همونطور که خواسته بوديد من برنامه ريزي ملاقات هاتون رو انجام دادم.

  • برنامه زمانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "planning" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه