ترجمه "polo" به فارسی

چوگان, تیشرت یقهدار بهترین ترجمه های "polo" به فارسی هستند.

polo
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چوگان

    noun

    چوگان بازی باستانی ایرانیان

    Hij injecteerde ze met steroà ̄ den en wedden op polo wedstrijden.

    بهشون استروئيد تزريق ميکرده و بعدش تو مسابقات چوگان روشون شرطبندي ميکرده.

  • تیشرت یقهدار

    kleding

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " polo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "polo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "polo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه