ترجمه "priester" به فارسی

کشیش, پدر بهترین ترجمه های "priester" به فارسی هستند.

priester noun masculine دستور زبان

iemand die de religieuze (offer) rituelen verzorgt

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیش

    noun

    Uiteindelijk vertrouwde de priester me genoeg om de kerk te herbouwen.

    و آخر سر، کشیش به من اعتماد کرد تا ساختمان را دوباره بسازم.

  • پدر

    noun

    In patriarchale tijden trad het gezinshoofd als priester voor zijn gezin op.

    در دوران باستان پدر و رئیس طایفه، که وی را پَطرِیارْخ میگفتند، برای اهل طایفهاش کاهن نیز بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " priester " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "priester" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه