ترجمه "prijs" به فارسی
قیمت, بها, جایزه بهترین ترجمه های "prijs" به فارسی هستند.
prijs
noun
verb
masculine
دستور زبان
de gevraagde geldsom bij verkoop [..]
-
قیمت
nounkosten die nodig zijn om iets te kopen
Ik ga niet vertellen over exportcijfers en prijzen.
قصد ندارم دربارهً صادرات و قیمت صحبت کنم.
-
بها
noun masculineIk besef nu dat ik toen verwachtte openbaring te ontvangen zonder de prijs ervoor te betalen.
من حالا تشخیص میدهم که انتظار داشتم که بدون پرداخت بها وحی دریافت کنم.
-
جایزه
gewonnen titel, object of geld, wegens prijsvraag, weddenschap of competitie
Daar gaf ik niet om. Ook niet om prijzen of geld of zo.
اهمیتی به اون نمیدادم. اهمیتی در مورد جایزه پول یا هر چیز دیگری نمیدادم.
-
ترجمه های کمتر
- فی
- پاداش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prijs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "prijs"
عباراتی شبیه به "prijs" با ترجمه به فارسی
-
خود ستودن
-
به هر قیمتی
-
جایزه نوبل اقتصاد
-
برچسب زدن
-
جایزه پولیتزر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن