ترجمه "rein" به فارسی
پاک, تمیز, ناب بهترین ترجمه های "rein" به فارسی هستند.
rein
adjective
دستور زبان
zonder vuil [..]
-
پاک
adjectiveNiet vuil.
Hij berooft haar van een reine morele reputatie en een goed geweten.
وی آن زن را از عفت و وجدانی پاک محروم میسازد.
-
تمیز
adjectiveNiet vuil.
De hand van Jan is rein.
دست یوهان تمیز است.
-
ناب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- پاکیزه
- پاکیزگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rein " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rein" با ترجمه به فارسی
-
گوجه سبز
-
گوجه سبز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن