ترجمه "reinigen" به فارسی

تمیز کردن, شستن, ويراستن بهترین ترجمه های "reinigen" به فارسی هستند.

reinigen verb دستور زبان

zichtbare en onzichtbare vervuiling van een oppervlak verwijderen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمیز کردن

    verb

    Een ander nam een emmer water en schoonmaakspullen en reinigde het vloerkleed waar mijn man had overgegeven.

    یک نفر دیگر سطلی آب با مواد پاککننده برداشت و آنجایی از فرش را که شوهرم حالش به هم خورده بود شست و تمیز کرد.

  • شستن

    verb

    Vuil en rommel verwijderen van een object met water (meestal met zeep).

    Ik heb dit tapijt net laten reinigen.

    تازه دادم موكت ها رو شستن

  • ويراستن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reinigen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reinigen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reinigen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه