ترجمه "reis" به فارسی
سفر, مسافرت بهترین ترجمه های "reis" به فارسی هستند.
reis
noun
verb
masculine
دستور زبان
grote, lange tocht of trip [..]
-
سفر
nounHij gaat nooit op reis zonder een wekker mee te nemen.
او هیچگاه بدون همراه داشتن ساعت شماطهدار سفر نمیکند.
-
مسافرت
nounIk vind het leuk om met de trein te reizen.
دوست دارم با قطار مسافرت کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reis" با ترجمه به فارسی
-
به سلامت · سفر بهخير
-
پارک سوار
-
دور دنیا در هشتاد روز
-
سفر کردن · مسافرت کردن
-
سفر به باختر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن