ترجمه "rif" به فارسی
آبسنگ ترجمه "rif" به فارسی است.
rif
noun
neuter
دستور زبان
-
آبسنگ
ondiepte
Uiteindelijk slibde het reservoir dicht en stierf het rif.
در نهایت ، کف دریا فرونشست و آبسنگ از بین رفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن