ترجمه "rij" به فارسی
دنباله, ردیف, رج بهترین ترجمه های "rij" به فارسی هستند.
rij
noun
verb
feminine
دستور زبان
Een reeks objecten in een rij geplaatst, meestal met gelijke tussenruimtes. [..]
-
دنباله
wiskunde
-
ردیف
Groter dan dit podium — misschien wel tot aan de vierde rij van het publiek.
بنابراین از صحنه اینجا بزرگتر خواهد بود— شاید تا ردیف چهارم برسد.
-
رج
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- صف
- موفقيت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rij " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rij" با ترجمه به فارسی
-
سری هارمونیک
-
محور ردیف فشرده
-
استدلال
-
تصاعد حسابی
-
تصاعد هندسی
-
استدلال · دلیل · سبب
-
حد دنباله
-
قمیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن