ترجمه "rijden" به فارسی
راندن, روندن, سواری کردن بهترین ترجمه های "rijden" به فارسی هستند.
rijden
verb
دستور زبان
zich verplaatsen met behulp van een voertuig [..]
-
راندن
verbAls beroemdheid zijn een baan is dan is rijden in andermans wagen ook een baan.
معذرت مي خواهم ، اگه شهرت يه شغله ، پس راندن ماشين ديگران هم يه شغله
-
روندن
verbWe blijven rijden tot we een zendmast zien.
خب ، فکر میکنم باید به روندن ادامه بدیم تا وقتی که سیگنال دریافت کنیم.
-
سواری کردن
verbZou je achteraan de stoet willen lopen in plaats van rijden?
دوست داری جای سواری کردن در انتهای ارتش راه بری ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rijden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rijden" با ترجمه به فارسی
-
سری هارمونیک
-
دنباله · رج · ردیف · صف · موفقيت
-
استدلال
-
تصاعد حسابی
-
تصاعد هندسی
-
استدلال · دلیل · سبب
-
حد دنباله
-
قمیش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن